والا ما که زورمون به هیشکی نمی رسه
می شینیم ، می خوابیم ، راه میریم تیشه به ریشه خودمون می زنیم.
به ریشه های دلمون می زنیم اینجا و اونجا ، زخم می زنیم به خودمون تا زخم نخوریم . رها می کنیم تا رها نشیم شاهزاده ی کوچک من...
دراز کشیدم تو تاریکی محض . بی حرف .
به تاریکی نگاه می کنم و سعی می کنم بفهمم واقعا چه احساسی دارم درباره جایی از زندگی که قرار دارم در اون .
موضوعات مختلفی رو سبک سنگین کنم . نسبت به چیزی که هستم و چ شاهزاده ی کوچک من...